Category Archives: فارسی

curator

نمایشگاه گردان

I will be translating an article on curating which shows the origin of the term and follows the roles of two revolutionaries who created the role we know as curator. However the term has no equiv in Persian (فارسی) and for the lack of better word, I worked a variation of Ausstellungsmacher (exhibition-maker) to something like exhibitor (نمایشگاه گردان). If you have a suggestion please let me know.

به سلامت … خرمردرند

خرمردرند متشکل از دو کلمه خرمرد + رند هست که هر کدام نمایانگر بخشی از معنای این کلمه میشه. خرمردها خیلی زیاد هستند ولی خرمرد-رندها یک گروه به خصوص هستند: این اشخاص هیچ ارزشی برای دیگران قایل نیستند و پیشنهادات آنها ساستِینِبِل (قابل دوام در درازمدت) نیست. آونها هیچ ارزشی برای دنیا و دیگران قایل نیستند به این علت که اونها شناخت درستی از دنیا ندارن. البته لازم به ذکر که اونا هیچ علاقه ای به شناخت دنیا ندارند و فقط علاقه به شناخت خواسته خودشون دارند. همچین شخص خرمردرندی به نظر خودش خیلی زرنگ میاد. او خرمردرند گمان میکنه که هر چند سریعتریع تر میتونه به خواسته خودش برسه… هیچوقت به لبخندی که خرمردرند داره توجه کردین؟‌ خرمردرند فکر میکنه بقیه رو گول میزنه. او از خوبی و خصوصیات اخلاقی نیک دیگران استفاده میکنه. اون باعث میشه که خیلی از افراد از خوب بودن دست بکشن. ولی جالب اینجاست که خرمردرند هیچ وقت اونچه باارزش تر از خواسته خودش هست رو نمیشناسه. در واقع خواسته خرمرد رند از واقعیت دور هست ولی خرمردرند شانس خودش رو امتحان میکنه …

«…زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر»