gransar.net

a personal collective

Category: فارسی (page 1 of 2)

happy persian new year 1393

 عید شما مبارک، عید من مبارک، عید همه مبارک…

اسکروج

میکَشَه!

  یک کارگر بود به اسمش را مثلا میگذاریم بهمن. و این بنده خدا مشکل اعصاب داشت طوری دوستانش گفته بودند وقتی در دیارش به هم میریخت میبستنش و فرار میکردن تا اینکه حالش بهتر بشود. و ما یک جارو برقی قدیمی داشتیم که ضعیف شده بود و دیگه آشغالها رو بیشتر روی زیمن جابجا میکرد تا اینکه از جا برداره. و بهمن که اون روز با این جارو برقی تازه از یکی از اتاق ها به مهمانها رسیده بود گفت که جارو کارو نمیکنه. ولی ما مشغول صحبت کردن بودیم و درست جواب ندادیم گفتیم که خوبه آقا بهمن … تا اینکه بهمن که دیگه نمیتونست این وضعیت رو تحمل کنه جارو انداخت زمین و داد زد «نمیکَشَه.. نمیکَشَ !» و این همه را آنروز غافلگیر کرد (و البته من رو بیشتر)

 برای همین است که گاهی وقت ها که ناامید میشم با خودم فکر میکنم که «نمیکشه.. نمیکشه» یعنی (بی فایده است!‌) ولی بعد از کمی اندیشیدن به مشکلات و نتیجه گیری متوجه میشوم که «میکشه، میکشه!» …

یادگاهی

caching

بخش کردن

to share (like in the web)

tag

tag: نشانه
tagging: نشانه گذاری

تارنامه

blog

شما کجا بودی؟

how are you doing

در ربایید

هط

couple of interesting letters

freelancer

http://weblogina.com/article/how-to-be-a-good-freelancer/

خوشیفرما

شغل آزاد

آزادکار

رهاگرد

:‌ |

اصن فراموشش کن آقا

هنرهراس

افرادی که از بازدید از نمایشگاه هنری (حتی دوستان خود) هراس دارند

cultural nomad

کوچگر فرهنگی

دوست دارم پارسی را دوباره یاد بسپارم

visionary

پیشبینی؟

آینده نگری؟

curator

نمایشگاه گردان

I will be translating an article on curating which shows the origin of the term and follows the roles of two revolutionaries who created the role we know as curator. However the term has no equiv in Persian (فارسی) and for the lack of better word, I worked a variation of Ausstellungsmacher (exhibition-maker) to something like exhibitor (نمایشگاه گردان). If you have a suggestion please let me know.

معادل ایمیل

:نامک

  نامه نگاری بسیار زمانبر بود، بنابراین نامک فرستادم  [)\/(]

 

مولانا و وسایل نقلیه اش

آیا میتونیم فکر کنیم که وقتی مولانا راجع به خر سخن میگوید در دنیای امروزی چیزی شبیه به صحبت کردن راجع به ماشین های نقلیه میشه  … در سر کلاس درس

البته این خیلی دشوار هست که مثالهایی در رابطه با این حیوان زبانبسته زده میشه رو به اونچه که در مورد وسیله نقلیه اتفاق میفته تشبیه کرد. ولی اگر این کار انجام بشه میتونه به همان اندازه اثر بخش هم باشه.

کلاس انشا

قلم را در دست میگیرم و… نمیدانم چه بنویسم…

فارسی نوشتن بلدی؟    (-_-)

                  د:ی     /*_*\

اکبر بپر

!

farsi هیچی

!!! I have to … teach you everything?

هنگام خداحافظی

گرانسر عزیز دلت شاد باد

زغم خاطر پاکت آزاد باد..

(- -)ghost of the past

dear grandeano blessed your heart
be clear your mind from wows and sorrows

زنده باد زندگانی

hatMAN!

means “for sure”

به سلامت … خرمردرند

خرمردرند متشکل از دو کلمه خرمرد + رند هست که هر کدام نمایانگر بخشی از معنای این کلمه میشه. خرمردها خیلی زیاد هستند ولی خرمرد-رندها یک گروه به خصوص هستند: این اشخاص هیچ ارزشی برای دیگران قایل نیستند و پیشنهادات آنها ساستِینِبِل (قابل دوام در درازمدت) نیست. آونها هیچ ارزشی برای دنیا و دیگران قایل نیستند به این علت که اونها شناخت درستی از دنیا ندارن. البته لازم به ذکر که اونا هیچ علاقه ای به شناخت دنیا ندارند و فقط علاقه به شناخت خواسته خودشون دارند. همچین شخص خرمردرندی به نظر خودش خیلی زرنگ میاد. او خرمردرند گمان میکنه که هر چند سریعتریع تر میتونه به خواسته خودش برسه… هیچوقت به لبخندی که خرمردرند داره توجه کردین؟‌ خرمردرند فکر میکنه بقیه رو گول میزنه. او از خوبی و خصوصیات اخلاقی نیک دیگران استفاده میکنه. اون باعث میشه که خیلی از افراد از خوب بودن دست بکشن. ولی جالب اینجاست که خرمردرند هیچ وقت اونچه باارزش تر از خواسته خودش هست رو نمیشناسه. در واقع خواسته خرمرد رند از واقعیت دور هست ولی خرمردرند شانس خودش رو امتحان میکنه …

«…زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر»

Older posts

© 2014 gransar.net

Theme by Anders NorenUp ↑